خرید بک لینک
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «روشنگر» را در ادامه بخوانید.نوری می آیدروشنگرتا روزهایی را که دسیسه هابه تاریکی اندودندشستشو دهدنوری می آیدتا آسمان مرا وسعت بخشدو چراغ های یقین رابر کرانه هایش بیاویزد .نوری می آیدتا دیوها رادر مغاره های غرورمبه بند کشدو آوازه ی شادمانی ام رابلند دارد .از کهکشانی موهومفریباچون آواز خوشایندچون رویا دلنشینچون شودمانی دلپذیرو چون بشارت نوازشگرنوری از اعماق آشناییدر میان دستان سروشی خردمندتا آگاهی ام را بارور کندو ستونهای شعرم رااستحکام بخشد.تا هنگامی که می وزی و لرزهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 4:36

گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «خیال شیرین».دسته ای شعربه هم بافته امچون گیسوانتو پیچیده ام در پرنیان پنداربا خیالی به شیرینی لبانتو گامهایی به چابکی نگاهتبه سوی تو می آیمباز کن آغوشت راو بگذار خنده از لبانت بجوشدو برق در چشمانتتاریکی های مرا روشن کندو رخنه کند در دالان های خیالمخسته امچونان خبری سرشار از اندوهلب بگشاتا در زلالی حرفهایتخیالم را شستشو دهم من باغی اندوهگینمبهار را به من عرضه کنپیام آور شادمانی باشباران را بر من ببارتا نسیم سخاوتت سبزم بداردقدری آب به من بنوشانکه فرسوده ی سرابمدرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 4:36

در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «تشان» را می‌خوانید.تقدیم به تشان سرزمین رویش و کوششسرزمین عاشقان بی نشانزادگاهم ، کودکی هایم تشانسرزمین چشمه و خورشید و رودای تشان از من به تو صدها درودسرزمین مردم اندیشمندپاسدارت حاتم سبز و بلندشاهد تاریخ کلگه زار توای شجاعت شیوه و رفتار توای بلند و استوار و سربلندآشیان مادران دردمندای جوانانت پناه آفتابپیشگامان بهار انقلابپرورشگاه شهیدان جوانای جوان و پیر تو شیر ژیانمهد مردان دلیر و سخت کوشای ملازم با غم و شادی فروشعطر گندمزارهایت دلنوازمردمانت شاکر و مهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 4:36

آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «نرگس اَرغون» را در ادامه بخوانید. وَ بالا سرو و ری مَی گُل تیه ت می نرگسِ اَرغونهَمَه ش کربونِت ایبوهِن خلایق از دل و از جونمه بوسون ایروی تا تو وَ لاله ی باغ داغ اینیاگر سروی مه ریت اومَه و بالای تونه حیرونوَ دَر تا ایزَنی شووَل حرومه سی تییَل خووَلپَس اَبر ایتَپه مهتَو تو تا پات ایره منه ایوونتو تا وَم دیر ایابوهی مه قلبُم تیر ایابوهیشفا ایبخشه لَوخندَت که هم دردی و هم درموننه تنها ناله ی برنو اِیایه تا سوار ایبیفغون از خلق راس ایبو و اسبت که ایکنی شیغونتو تا چی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 4:36

در این مطلب، جزئیات مربوط به «دیدار آدم نافهم» ارائه شده است. مه تاوِهسون رَنال وا دَهس چیدَنوَ پَهلی بارِ دنیایی کشیدَن سَرِ گُردَه ت کشیدن بافه ی خاروَ طَهره مَشک دویی دِنتَ دَم دار بخوسی لَک پَتی مِنِه چال مورَلبگردی پاپَتی مِنه جا کلورَل وَریزن منقلی تَش ری گلالِتوَ تَش بی دی کُنِن هَر شَو بَلالِت مِه چالِ گُنجَل ِشُخنیده رفتَنوَ مویِ گَرگَراک تَندار بَفتَن بکوزی بَرد کیواری وَ دَندونبری وا گرگ و کفتارَل مه زندون بِشیونی وا دو دهسِت تَش مه چالهبدوشی شیر بَرد و دیش مالَه و گادیم و وَ مار هُمسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 4:36

آنچه تاکنون درباره «گورستان متروک» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم.در گورستانی متروککه سیاهی سوسو می زندو گل های مصنوعیاحساسات پرندگان را به سخره می گیرندروشنایی بدعتی نابخشودنی است. در گورستانی کهزنده ها و بازنده هارونقی در سینه هایشان روشن نیستو کلاغهابا همدستی هراسه هاکلامهای تابان را به یغما برده اندامیدی به دیدار زندگان نیست . در گورستانی که شب تابها می لولندو کرمهای خاکی راپنهانی به ضیافت خورشید بشارت می دهند. در گورستانی که فغان کارتن خواب های خمارشفانوس ها را به خاموشی خرسند می سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 4:36

تقدیم به تشان سرزمین رویش و کوششسرزمین عاشقان بی نشانزادگاهم ، کودکی هایم تشانسرزمین چشمه و خورشید و رودای تشان از من به تو صدها درودسرزمین مردم اندیشمندپاسدارت حاتم سبز و بلندشاهد تاریخ کلگه زار توای شجاعت شیوه و رفتار توای بلند و استوار و سربلندآشیان مادران دردمندای جوانانت پناه آفتابپیشگامان بهار انقلابپرورشگاه شهیدان جوانای جوان و پیر تو شیر ژیانمهد مردان دلیر و سخت کوشای ملازم با غم و شادی فروشعطر گندمزارهایت دلنوازمردمانت شاکر و مهمان نوازبوی شرجی و برنج و مرغزارنخل و پونه عطر لیمو و کنارای شبانت جادویی، پر رمز و رازصبحگاهانت مناجات و نمازچشمه هایت روشن و جوشنده بادخون غیرت در رگت توفنده بادروزگارانت پر از نور حیاتزندگی مردمانت چون نباتسهم تو شور و نشاط و نور بادآن که می خواهد گزندت کور باد تنهای تشانیپنجم مرداد 1400 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 10:24

نوری می آیدروشنگرتا روزهایی را که دسیسه هابه تاریکی اندودندشستشو دهدنوری می آیدتا آسمان مرا وسعت بخشدو چراغ های یقین رابر کرانه هایش بیاویزد .نوری می آیدتا دیوها رادر مغاره های غرورمبه بند کشدو آوازه ی شادمانی ام رابلند دارد .از کهکشانی موهومفریباچون آواز خوشایندچون رویا دلنشینچون شودمانی دلپذیرو چون بشارت نوازشگرنوری از اعماق آشناییدر میان دستان سروشی خردمندتا آگاهی ام را بارور کندو ستونهای شعرم رااستحکام بخشد.تا هنگامی که می وزی و لرزه بر بنیاد خردها می افکنیپایدار بمانمو سرودت رابر بلندترین مناره های جنونفریاد بزنم !تنهای تشانیhttps://t.me/tanhatashani1357 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 18:57

دسته ای شعربه هم بافته امچون گیسوانتو پیچیده ام در پرنیان پنداربا خیالی به شیرینی لبانتو گامهایی به چابکی نگاهتبه سوی تو می آیمباز کن آغوشت راو بگذار خنده از لبانت بجوشدو برق در چشمانتتاریکی های مرا روشن کندو رخنه کند در دالان های خیالمخسته امچونان خبری سرشار از اندوهلب بگشاتا در زلالی حرفهایتخیالم را شستشو دهم من باغی اندوهگینمبهار را به من عرضه کنپیام آور شادمانی باشباران را بر من ببارتا نسیم سخاوتت سبزم بداردقدری آب به من بنوشانکه فرسوده ی سرابمدر برهوت هایی کهکلام روشنی نداشتندو صدایشان سرشار بوداز حقارت و تحقیرقدری برایم سخن بگوهنوز باور دارمبه رسالت پرندگانی کهبرای آوردن بارانسر از پا نمی شناسند .تنهای تشانی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 18:57

ﻫﺎﺷﻖ ﺁﺑﯿﺪﻡ ﻭ ﺩﻭﻧﻢ ﺩﻩ ﺧﺸﯽ ﻧﯿﺒﯿﻨﻢﺩﻩ ﻭ ﺑﻮﺳﻮﻥ ﺟﻮﻭﻧﯽ ﺛﻤﺮﯼ ﻧﯿﭽﯿﻨﻢﺩﻝ ﺩﻩ ﻧﯿﻠﻪ ﻣﻪ ﺗﯽ ﯾﻢ ﺧﻮﻩ ﺧﺸﯽ ﺟﺎ ﺑﮕﺮﻩﺳﺮ ﺍﯼ ﺧﺎﮎ ﺩﯾﻪ ﻭﺍ ﺩﻝ ﺧﺶ ﻧﯿﺸﯿﻨﻢﻋﺸﻖ ﺍﻭﻣﻪ ﻭ ﻧﻬﺎ ﺗﺶ ﻣﻨﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﯼ ﺗﻨﻬﺎﻭ ﻫﺪﺭ ﺍﯾﺪﻩ ﻫﻤﯽ ﻋﺸﻖ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺧﯿﻨﻢﺩﯼ ﺑﻼﻟﻢ ﻭ ﺗﺶ ﻋﺸﻖ ﺩﻋﺎ ﺳﯽ ﻣﻮ ﺑﮑﻦﺟﻮﻥ ﺧﻮﺕ ﻭﺍ ﺩﻝ ﺻﺎﻓﺖ ﻧﮑﻨﯽ ﻧﻔﺮﯾﻨﻢﻃﺎﻟﻊ ﺍﯾﻤﺎﻧﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﻭﺯ ﺧﺸﯽ ﺳﯿﺶ ﻧﻨﻬﺎﻏﻢ ﻭ ﻫﺮ ﺟﺎ ﺑﮕﺮﻭﺳﯿﻢ ﺍﯾﺎ ﻭﺍ ﺩﯾﻨﻢﻣﻮ ﻭ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺷﻮ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﻪ ﺗﺶ ﺍﯾﺴﻮﺳﻢﭼﻪ ﻭﺕ ﺍﯾﺒﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﻮﻣﯽ ﻭ ﺳﺮﻩ ﺑﺎﻟﯿﻨﻢ؟ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺯﻫﺮ ﺧﺘﻪ ﺭﻫﺘﯽ ﻭﻡ ﺍﯼ ﺧﻮﺵ ﺧﻂ ﻭ ﺧﺎﻝﭘﺮﻭﺭﺵ ﺩﺍﻡ ﯾﻪ ﻋﻤﺮﯼ ﺗﻨﻪ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﯿﻨﻢﺭﻭﺯﯼ ﺍﺭ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﯼ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻧﻬﺎﺩﯾﻨﻢ ﻭ ﺧﺎﮎﺷﺮﻭﻩ ﺍﯼ ﺳﯽ ﻣﻮ ﺑﺨﻮﻧﯿﺖ ﻭ ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺴﮑﯿﻨﻢﺗﻨﻬﺎﯼ ﺗﺸﺎﻧﯽ 5/4/94 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 27 دی 1401 ساعت: 22:27

فرستا برف تَی کنگر که جونُمدورته سی کروم ایخم بسونُمدلم ایخو که پیوند تو بُوهمیکی وابوهه با تو جسم و روحُمگو شای اومی ولی طفلم سوایهو زندی مشترک نا اشنایهیه کم مُهل وَم بده تا گَپ تر آبوسرش وابو و پُر پنگ و پَر آبوبهار وابی و تَش بِهسِن زره خاکرَه ناله ی برف کُه تا هندهِ افلاکو گرما بی ره آبی برف بیمارو هر بالی گرفتش مثل تاتاراگر چه برف و گرما خوار وابیولی کنگر خَش و پُر خار وابیفرستا قاصدی تَی برف کنگربسا که دَس وَ کار وابی تو زیترگو برف ای گَو مو گرما بی رهُم کهاگر اوسو کُهی بیدوم کَهم کهبهار اومه و تَش افتا مه لارومو باد روزگارون رفته واروُمو خود خواهی تو دیر اومی سراغمچه فویده ایسو که کوره چراغم؟تو نونهسی بهار ار اومه رفتُم؟نخواسی تا کنی ای دوست ظفتممکن فکر خته تهنا مه دوسیاگر ایخی و تِهنایی نَسوسیTanha Tashani ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 27 دی 1401 ساعت: 22:27

ما را نترسانید
ما را نهیب نزنید
ما از آبشخور شیران آب خورده ایم

ما را طعنه نزنید
ما در لابه لای افعی ها
آسوده ایم

ما را با زنجیر نمی توان ترساند
که با موسیقی زلال تیهوها و کبک ها
رقصیده ایم

ما را سیاه نمی توان کرد
که باران از اقوام نسبی ماست

و طوفان
هرگز در لابه لای بلوط ها
کاری از پیش نبرده است!

زاگرس
والاتر از آن است
که به تندری سر خم کند!

Tanha Tashani

@tanhatashani1357

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 27 دی 1401 ساعت: 22:27

زردی روی من از گیسوی توست قامتم خم گشته چون ابروی توست ای به سامان کرده گیسویت به دست کار من آشفته همچون موی توست تنهای تشانی

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 14 تير 1401 ساعت: 3:33

 کلوت وابیدُم و گفتی مکُن کُر سی تو شَر دارهدل دیوونه مَی وَی حال و روزُم دردسَر داره ؟مگو هَی وَم: بشین و عاقل وابو جا بگیرت دَهبه غیر از لیوه گی مَر جاهلِ هاشق هُنَر داره ؟عذابه سی کسی که هاشق وابی کَندَن از یارشوَ مردن بدتره رفتن وُکه واپَس نظر دارهمبین مجنونه زونی غم گرفته منه بغل حیرونخدا دونه چه ها ای گنگه ی غمگین مِه سَر داره !نَها مجنون سر سنگی سَر و هَی رَهیه  ایپایهو او روزی که گفتن لیلی هم وَی ره گذر داره چه فویده اَر بگُم صبح تا پسین وقتی سَرِت نَومهسواره از پیاده ی پا پَتی منه رَه خَوَر داره ؟!نوابو سَرد وَی رسوایی و بی مهریَل *تنها*درخت عشق هَی بَرد ایخره وقتی ثمر دارهتنهای تشانی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 14 تير 1401 ساعت: 3:33

ای ستم چی قوم کافر کار تو

کی دوا وش ایرسه بیمار تو ؟

صورت مو زردی زلف تو بو

خین ما خرده لو می نار تو

تنهای تشانی

برچسب: نویسنده: هلیا حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 21 فروردين 1399 ساعت: 4:11

صفحه بندی